من مرگ را...

 

 

 

 

 

 

 

 

اینک موج سنگین گذر زمان است که در من می گذرد

 

اینک موج سنگین گذر زمان است که چون جو بار آهن در من

می گذارد

 

 

اینک موج سنگین گذر زمان است که چون دریائی از پولاد

و سنگ در من می گذرد

 

در گذرگاه نسیم سرودی دیگرگونه آغاز کردم

در گذرگاه باران سرودی دیگرگونه آغاز کردم

در گذرگاه سایه سرودی دیگرگونه آغاز کردم

 

.

نیلوفر و باران در تو بود

خنجر و فریادی در من

 

فواره و رویا در تو بود

تالاب و سیاهی در من

 

در گذرگاهت سرودی دیگرگونه آغاز کردم

 

 

من برگ را سرودی کردم

سرسبزتر ز بیشه

من موج را سرودی کردم

پر نبض تر ز انسان

من عشق را سرودی کردم

پر طبل تر ز مرگ

 

سرسبز تر ز جنگل

من برگ را سرودی کردم

پر تپش تر از دل دریا

من موج را سرودی کردم

پر طبل تر از حیات

من مرگ را

سرودی کردم

 

شاملو

 

/ 13 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هستی

ممنون ، توام خجسته باشی و سفید....!!!

هستی

ممنون ، توام خجسته باشی و سفید....!!!

ماه تنها

سلام امیدوارم خوب و خوش باشید شعری که از شاملو گذاشتین عالیه خوش باشید

NiMe

اشعار شاملو رو دوست دارم......انتخاب قشنگي كرديد مرسي سر زدي [گل]

minerva

من شاملو را دوست می دارم! درود!

tassliim

سلام! ممنون به وبلاگم اومدید! !‌ !

روزبه جوان

سلام علی جان.ممنونم که به وبلاگم سر زدی.از وبلاگت دیدن کردم.زیبا و ژر محتوا.برای لینک آماده ام.ژاینده باد زنجیره سبز وبلاگ نویسان. http://rouzbehjavan.persianblog.ir

شیدا

سلام مرسی شما هم همین طور وبلاگ خوبی داری.

رضا

از نضر شما متشکرم.امیدوارم موفق باشید

سیده مریم

زندگی حکمت اوست . . . زندگی دفتری از حادثه هاست . . . چند برگی را تو ورق میزنیو مابقی را قسمت . . . !